X
تبلیغات
رایتل

جوابیه بوم نقاشی

 این پاسخ دندان شکن از طرف بوم نقاشی پس از نامه نگاری های ما با ایشان در 1 و 2 3 به دستمان رسید  

اگر اشکالات وزنی دارد خوب مسلم است که بوم نقاشی شاعر نیست بلکه نقاش است ما هم گرفتار دندانهای عموما شکسته خویشیم

منم منم، منم  یه بوم، بوم سفید نقاشی

تویی که هی اُرد می دی به من می گی غم نکشی

می خوای ببندم چشمام و دنیا رو سانسورش کنم؟

ملت ماتم زده رو امت پر شوررش کنم؟

عاشق رو تنها نگذارم ؟ وقتی که شلاغش زدند

غرور عاشقی شکست ؛ دوباره مغرورش کنم؟

بجای گند، قند بکشم ، می خوای که لبخند بکشم؟

وقتی نمی خنده کسی؟ می خوای که مجبورش کنم؟

خورشید سیاه پوش شده ، شهرت پر از موش شده

شبهای بی ستاره رو من با چی پر نورش کنم؟

این بوی خونه تو وطن، می خوای که عطرش بزنم؟

مادر داغ دیده چی ؟ می خوای اونم کورش کنم؟

صد ضربه شلاغ، نکشم؟ نزول خورچاق، نکشم؟

بهار و کشتن ته باغ من کی و  مسرورش کنم؟

دست دروغگو رو نشه؟ می خوای بی آبرو نشه؟

ریا کار رو شیک کنم ، می خوای که مشهورش کنم ؟

نقشاتون رو بد کشیدید، خطا جای خط کشیدید

سیاه قلم زدید به هم ، چه جوری منشورش کنم

وقتی شکست پشت قلم، وقتیکه پشت کردید به هم

حالا که گره خوردید به غم، می خوای که من دورش کنم؟

حالا که اشتباه  شد ، عمرت رفت و تباه شد

وقتی گدا ، شاه شد، چی مونده که جورش کنم

هیچی نمونده سر جاش، بدجور خراب کردی داداش

هرکی که نفرینه به پاش وقتشه منفورش کنم

بنام نسل تازه مون ،بنام  اینهمه جوون

حقیقت رو بی هیچ امون، می خوام که منظومش کنم

منم منم ، منم یه بوم، بوم سفید نقاشی

تویی که هی ارد می دی ، وقتشه رو راست باشی

وقتشه که بیای وسط ، وقتشه ای بی معرفت

اگر که دارتم زدن ، حقته ای بی معرفت

باید که با شجاعت  رک بگی  با صراحت

گذشتی از مملکت وقتی نداشت منفعت

با رشوه رفتی جلو ، گذشتی از آبرو

شدی نوکر عدو برای کسب ثروت

چند تا کلاه گذاشتی؟ چند تا کلاه برداشتی؟

چند تا بچه ات رو کشتی؟ موقع بحث قیمت  

دروغ که مصلحت شد، کارا چقدر راحت شد

چی شد که باورت شد؟ دروغات توی صحبت

وضوی باطل رو بگو، قبله ات رو گم کردی عمو  

عبا رو دوش،  صف جلو، ریا و بحث و مسئلت

توکلت الی الله ، تقبلک حاج آقا

بگو شریک بود با خدا برای تو پست و سمت

بگو بعد از جماعت ، نمازهای غفیله ات

بگو «والضالین» رو می کشیدی دو ساعت

بگو هدف  فروختی همه رو تو صف فروختی

بگو شرف فروختی با غیبت و با تهمت

یادته حج عمرت  با اونهمه جنایت

چند نفر اعدام شدند ؟  تا برسی به قدرت

بگو چه نیشی داشتی ، بگو که ریش می ذاشتی

بگو جلساتت رو چرا تو کیش می ذاشتی ، بگو دیگه با غیرت

یادته تسبیح داشتی ، ملکهای قصبی داشتی

بگو با کی می کردی  حق یتیم رو  قسمت

یادته توی مسجد یک سره وول می خوردی

یادته نزول می خوردی یادته کلاه شرعت

یادته سفر اروپا زمان جنگ بی صدا

یادته می گفتی جبهه میرم با کلی ادا یادت می آد محلت؟

یادته تکبیر می گفتی ، تموم کشورها رو پشت سرش می کشتی

مشت به هوا می زدی که توی فیلم بیافتی ، یادته نماز جمعه ات؟

یادت می آد بقالی، دالون و خونه خالی

یادته چند تا دختر اونجا شدند بی عصمت؟

یادته شوخ چشمیات یادته بی شرمیات

حتی به دخترتم نظر داشتی کثافت

یادته ایست بازرسی، یادت می آد بررسی

یادته پاسدار بازی، گزینش و حراست

یادته تسبیح درشته، همون که عین مشته

یادته دروغ شاخدار براش ساختی چه راحت

از کربلا خریمدش، یه بار تو مکه گم شدش، یه بار تو مشهدش دیدمش

یک سال بعد توی نجف یکدفعه پیدا شدش، یعنی منم و زیارت

  یادته حقه بازی ، زیارت عاشورا، هق هقای بلندت

یادته اشک و مشکت،آب پیازمی ریختی  یادته  توی چشمت

بگو مثل گداها نخوردی که جمع کنی،

 خونها رو توی شیشه  کردی به عشق ثروت

بگو یه شب  تمومش  دود شد و رفتش هوا

بگو شدی مبتلا به صد بلا و نکبت

بگو آخه هست خدا، خدای حق ، نه ادعا

همون که جون داده به ما، خدای عشق و قدرت  

اگه شکستی قلبی رو ، یا که گسستی عهدی رو

 یا اگه خوردی حقی رو ، خدا که کرد قضاوت

حکم  شما چوب خداست همان چوبیکه بی صداست

همونکه دردش بی دواست ، اینه حق خیانت 

منم منم ، منم  یه بوم ، بوم سفید نقاشی

تویی که هی ارد می دادی ،چی شد چرا قایم شدی؟