X
تبلیغات
رایتل

سه اپیزود از یک شهر

1
آن طرف شهر فراوانی است
آب و هوایست که شمرانی است
آب که نه شربت وشیر و شراب
سفره پر از روغن حیوانی است
فیله ای و راسته و جوجه ای
ماهی و بریانی و بورانی است
سینی پر از سینه مرغابی و
دیس پر از برنج گیلانی است
پس زده ی سفره فسنجان ها
زباله اش کباب سلطانی است


2
این طرف شهر پسی خانه هاست
هواِی پر دودِ سیه دانه هاست
سفره قحطی زده خشک آن
تعزیه ی شام غریبانه هاست
کوچه آن تنگ تر از تنگه ها
معدن پر قدمت ویرانه هاست
محله ی گشنگی و دخمه ها
صحنه ی مستهجن دیوانه هاست
قسمت درمانده و بیچارگان
خانه که نه کوخ ترین لانه هاست


3
آنطرف شهر نه که خان نبود
بود ولی فکر یتیمان نبود
قالی تبریزی و کرمانی بود
تخت بزرگ بود، سلیمان نبود
اینهمه حاتم همگی هم گدا!؟
آخ که یک طایی در ایشان نبود
داخل بنز تا به کنار استخر
خاطر کس چهره انسان نبود
هرچه کریم بود کریم شیره ای
یک نفر هم زند ِ کریمخان نبود!