X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

او که سی جزء مسلمانی داشت

پدری بود که قرآنی داشت
غیرت و عزت و ایمانی داشت

مرد ایرانی بود

زیر کوه مشکلات و غصه ها و رنج ها
قدرت و صبر فراوانی داشت

مرد میدانی بود

هرچه از درد و بلا رخ می داد
شکر حق بود که پاسخ می داد
 او که سی جزء مسلمانی داشت

مرد روحانی بود

با اذانی که بپیچد به سحر
عطر شب بوی تراس
نیمه های دل شب
به لب حوض حیاط
مست مس می شد دودست پدری
با سلام و صلوات
به اقامه قناری
و امامت شقایق
اجتماع شمعدانی
سر سجاده پاک گل یاس
بین غنچه های باز
می شد آغاز نماز
شرشر آب قرائت می خواند
آیه های بی نظیر
شکوفا شدن و گل دادن
غنچه زدن و روئیدن
روبروی قبله ...

(خانه ی یزدان کریم
خالق عرش عظیم
آنکه مارا هست از ما نیکتر
از رگ گردن به ما نزدیکتر
آن خداوندی که اکنون هم خداست
تا ابد هم پابجاست
در همین لحظه همینجا پیش ماست
بین این (.) نقطه و چشمان شماست
نه، ولی نزدیکتر
بازهم نزدیکتر
بازهم نزدیکتر ...)

روی محراب گل لاله پدر
حالتی داشت که عرفانی بود

دل به یک وعده ربانی داشت
از ازل عهدی و پیمانی بود

دعوت از ملک سلیمانی داشت
صحبت رفتن از این فانی بود

روز بارانی ما
شب طوفانی بود
عازم باقی شد

موعد روضه رضوانی بود

وقت مهمانی بود
آمد و رفت ولی

رفتنش " "آنی" بود