X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

همبازی

 همبازی که ای ، زیبای بی وفا؟
امشب قمار تو پهن است در کجا؟
تا کی تو قایم و من چشم پشت در؟
چند بار بشمرم هشتصدهزار تا؟

تا کی بسوزم از بازی گرفتنت؟
تا کی نظر کنم عمری که رفت را؟
من چشم نهادم و نوبت به تو رسید
تو چشم مگذار و بر دیدنم بیا
چشمی اگر شود بر من نظر کنی
یک لحظه کافی است تا قافیه ی ما
عمری گذاشتم یک لحظه جویمت
تا بر تو جان دهم آرام و بی صدا
بازی تمام شد دیدی نیامدی! 
در انتظار تو مردند لحظه ها
فریاد می کشم از درد دوریت
پس کی کُشد مرا این درد بی دوا
یادم نمی کنی، اینکه قبول نیست
من بی تو زنده ام? جر می زنی چرا؟!