X
تبلیغات
رایتل

دشمن میهمان

منم نه نوحه خوان تو و نه مدیحه خوان تو

شهد اذان تشهدت اذان حق از آن تو


مالک اشتر نرسید به قامت ولایتت
من که دگر قد  ندهم تا لب  پیشخوان  تو

به خاک قنبرت قسم به وسع من نمی رسد

تا که نموده توتیا تربت نوکران تو


روزی بسیج گشته ام تا برسم به لشگرت

بلکه شبی رسد مرا  نوبت  دیدبان تو


گرفته دژبان درم: کوتاه تر از اصغرم

راه  نداد بگذرم از در پادگان تو


امشب که شام قدر تو نزول بر جهان کند

من هم  میان انس و جان روم به آستان تو


مهمان درگهت شوم گرچه کثیف و خائنم

 مگر که تو راه ندهی ژولیده در مکان تو؟


رسم گدایی من است گردن کج دست دراز

حال بگو چگونه شد که شد فتی نشان تو؟


به چشم دوستان مبین منی که خائن تو ام

کجا نشانی ای علی دشمن میهمان تو


دشمن میهمان ولی عاجز و ناتوان علی

نشسته ام تا چه کند بازوی  پر توان تو


منم گدا و منتظر نشسته روبروی تو

باقی دگر به  پای تو  و دست خاندان تو