X
تبلیغات
رایتل

امیدوار

سالها ثانیه را بشمارم 

بر سر عهدی که با تو دارم


از همان روز که گفتی فردا

سالها رفته و امیدوارم



سالها رفته و هنگام نماز 

به خداوند ترا بسپارم


روزها  منتظرت بنشینم 

شب به امید تو من بیدارم 


صبح هر روز ترا می خوانم

عصرها در هوست بیمارم


شده از یاد تو گفتن، سخنم

شده دنبال تو گشتن، کارم


به هوایت برَوَد فریادم

بر زمینت بخوردَ آوارم


نام من یاد نداری تو ولی

من بجز نام ترا بیزارم


سالها شعر ترا می گویم 

سالها رسم ترا پرگارم


دیگر از زنده من نیست اثر

سالها گشته که من مردارم


شادم از آنکه بمیرم شاید

به کنارت برسد اخبارم 


شاید از کار خداوند  شود 

که به یادت برسد آمارم 


بلکه آن عهد به یادت آمد

شاید هم خوانده شَوَد اشعارم 


آری رویای قشنگی ست و حیف 

به حقیقت نرسد انگارم


در حقیقت نشود کاری کرد
چونکه از حیث تو در انکارم