X
تبلیغات
رایتل

منم جنازه ی قتلی که ارتکاب کنی

منم جنازه ی قتلی که ارتکاب کنی
اگربه قدر جنایت مرا حساب کنی
منی که مرده ام هر شب پس از نیامدنت
خدا کند که مرا هم تو انتخاب کنی
بیا که کشتن من مثل یک پشه ساده است
برای کشتن من کافیه شتاب کنی

بیا که شور عجیبی است جان سپردن را
به آن امید که تو مقتول من خطاب کنی
بیا بکش و برو صحبت وصالت نیست
مرام قاتل من تعارف و خجالت نیست
زمان کشف جسد هم شود زمانی که
رسیده بوی تعفن به دخترانی که
درون کوچه ی ما از همه خبر دارند
و بر نشانی این خانه هم نظر دارند
که بوی گند عجیبی به خانه پیچیده
و باد کرده جسد روی فرش خوابیده
صدای جیغ دو دختر و کاروانی که
نهاده اند قدم پشت پاسبانی که
برای کشف جسد درب خانه را بشکست
که روی آن بنویسند:
«صحنه، صحنه جرم است»
و درب صحنه جرم هم که پیش می ماند
و خانه به حالت مقبول خویش می ماند
مگر تو خواب ببینی و سینه صاف کنی
و قتل عمد مرا هم خود اعتراف کنی
و باز هم که اگرچه همه به سوگندند
و دست های گرامی تو به دستبندند
ولی به محکمه ی تو همیشه حکم است آن
که گوش چشم تو گوید به ابروان کمان
***
همه به حرمت قانون تو قیام کنند
پلیس و منشی و قاضی ترا سلام کنند
و برق چشم تو را منصفه نگاه کنند
که شور نگیرند و رفع اتهام کنند
***
مرا که مرده شدم حکم ابتذال دهند
ترا که قاتل من بوده ای مدال دهند
برای عبرت آنانکه عشق انگیزند
سپس جنازه ی من را به دار آویزندند