X
تبلیغات
رایتل

سازت را زمین مگذار (برای استاد شجریان)

سازت را زمین مگذار
که جانگیرم من از آداب آن بی تاب تک مضراب

ساز دست تو یعنی کلام ایزد دانا

که منرا می شود قبله نما آواز زیبایش

ساز تو پر است از واژه های آن دل لبریز از مهرت

پر از مفهوم پر از معنا

سازت را زمین مگذار ای سردار سرسبزی

که آواز پر از شور همایونی تو از عشق سرشار است

پر از نوراست ماهورت عجب دشتی است آن گوشه

نمی دانم، فروغ پرتو حسنت تشعشع تا کجا دارد

فقط دانم که در بزمت حضوری “ربنا” دارد

سازت را زمین مگذار

که من قبله نما گم کرده ام غیر از صدای تو

سازت را زمین مگذار ای استاد خوش الحان

که میلرزد تفنگ زورگویان از “ندا”ی ساز زیبایت

سازت را زمین مگذار ای استاد آزادی

ندای تازه میروید از آهنگ مسیحایت

تویی در اوج این غوغای عشقبازان

ساز تو پر از آواز شهناز است

پر از رندان مست و پر از دستان و سرمستان

سازت را زمین مگذار، که سازت خوب می داند

نوید صلح و آزادی، چسان خواند

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

اگر دنیا زمستان است، تو در بگشای

بت چین را بیاور تا زند چاووش

به فریاد بلند صبح و بیداری

نوید عشق در راه است

سازت را زمین مگذار

که:

ما دلشدگانیم و

ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم

ما کشته آن مه رخ خورشید کلاهیم